سلاممم خیلی با خودم کلنجار رفتم که دوباره پست بزارم یا نه شاید این دیگه آخرین پستم باشه تا ماه دیگه
خیلی دوست داشتم بدونم اگه خرخونای کلاسمون وضعیت منو داشتن بازم اسمشون خرخون بود یا مثل من تبدیل میشدن به تنبل ترین بچه کلاس ؟
فقط خواستم بگم ... من خیلی اذیت شدم که اینطوری شدم
مامان بهش گفت
تو چهرش پر از ترسه
یکم تو اینه نگاه کرد و دوباره خاطرات بدو مرور کرد :
۱۲ سالگی بهش دست درازی شد
۱۳ سالگی به بعد افسردگی و اظطراب پس از سانحه گرفت
۱۴ سالگی باباش رفت
۱۵ سالگی فرزانگان قبول شد و رفت سر خاک بابا بهش قول داد با حقوق خودش براش سنگ قبر بخره
۱۶ سالگی گیر بدترین رفیقا افتاد
۱۷ سالگی رسما دوقطبی شد
۱۸ سالگی ؟ ۸ روز مونده تا اون روز
قوی ترین کلمرو از قوی ترین ادم زندگیم شنیدم :
"نترس "
این آخرین روزای ۱۷ سالگیمه
نمیخوام دیگه ترسو باشم نمیخوام دیگه برگردم همش تموم شد همش تموم شد ...
اشکال نداره اگه تا الان عقب موندی اشکال نداره اگه مامان میگه دیگه تو رتبه نمیاری اشکال نداره ! مهم اینه که من بهت ایمان دارم و مطمئنم از پسش بر میای این همه اذیت نشدی که جا بزنی هوم ؟
حالا برو درس بخون و بزن تو گوش اونایی که میگن بمون پشت کنکور
پشت کنکور ؟ من ؟ هیچوقت.