اقای نوبادی ²
اقای نوبادی .... یکی از دوستای بلاگفامه
دلم برای پارسال که تازه وبلاگشو پیدا کرده بودم تنگ شده و با هیجان نوشته هاشو میخوندم و با خودم میگفتم دختر یه ادم چقد میتونه تلاشگر باشه کاش منم جاش بودم
۲۵ شهریور به بعد دیگه گمش کردم ... یه بار برام کامنت گذاشته بود که خیلی ادم قوی ایم که تونستم تا الان دووم بیارم ولی خودم همچین فکری رو نمیکنم ... من برای فرار از این دنیای جهنمی هرکاری که تونستم انجام دادم ... مثلا نزدیک ۷ ساعت اهنگ گوش کردن یا درس خوندن زیاد ( که البته دیگه اینطوری نیستم ) یا حتی سیگار کشیدن
کاش یه نشونه دیگه خدا برام میزاشت که پیداش کنم البته شایدم از بلاگفا رفت نمیدونم ولی من میدونم چرا وبلاگشو گذاشت کنار .... چون میخواست من زیاد بهش وابسته نشم
به هر حال همیشه بهش مدیونم که چندبار برام کامنت گذاشت و با همون کامنتا باعث شد دوباره بلند شم
ولی الان دوستای خییلی بهتریم پیدا کردم مثل فیشی ، یگانه ، استار ، سالوادور دالی و رهگذر خسته و یزدان
و نکته جالب اینه که همه دوستام به یه نوعی زخم خوردن ولی دارن باز ادامه میدن
پس چرا من خیلی وقته وایسادم سر جام ؟؟ وایسادم که چی بشه ؟؟
اوکی بابا فهمیدیم تو دارو میخوری ولی بخاطر فقط همین موضوع داری کل ایندتو خراب میکنی ها ! معموله که ایراد داره یه جایی از کارت
فقط یه چیزی خطاب به همه دوستام چه بلاگفا چه حضوری .... ببخشید به خاطر سلامت روانم دوست خوبی برای هیچکدومتون نیستم و نبودم ...
ببخشید آقای نوبادی که باعث شدم از بلاگفا بری ...
کاش یه روزی اینو بخونی