من یه شکارم؟
پنجشنبه که ازمون داشتم تو ریاضی شدم رتبه ۲ هر دوکلاس انتظار داشتم جهش تراز داشته باشم ولی چون بقیه درسام درصداش خوب نبود جهش نداشتم
بگذریم معلم ریاضیمون که دید خیلی پیشرفت کردم چندبار منو تشویق کرد منم خیلی خوشحال شدم ولی ... همیشه حس کردم مشاورمون و این معلمه که از بیماریم خبر دارن منو به چشم یه شکار می بینن ! چرا ؟؟ چون بایپولار فقط ۱ یا ۳ درصد کل جهانو تشکیل میده ؟؟
یه حسی به من وارد میکنن انگار من یه موجود نادرم یا چه میدونم یه ادمیم که هیچ احساسی نداره و صرفا کسیم که اختلال داره
اقا جرم که نکردم این حق من نیست منم ادمم و حق زندگی دارم
مردم عاشق رمانتیک کردن دوقطبی هستن و این منو عصبانی میکنه. من هیچوقت مطمئن نیستم که میتونم توی یه رابطه عاشقانه یا دوستانه پایدار بمونم یا نه، چون سالی ۴ تا ۶ بار توی شیداییم و کاملاً خودم نیستم باید هر روز چندتا دارو مصرف کنم که عوارض وحشتناکی روی بدن و ذهنم دارن تا وسطای سال نتونستم خوب درس بخونم. چندین بار نزدیک بود از مدرسه اخراج بشم و ازم تعهد گرفتن چون بیش از حد روانپریش بودم و نمیتونستم روی درس تمرکز کنم. هر بار که به کسی گفتم دوقطبیم ( البته فقط به یکی از دوستام گفتم ) میتونم ترس یا قضاوتو توی صداش بشنوم. هیچکس یه دوست دوقطبی نمیخواد شیدایی چیز عجیبی نیست که شماهارو جالب کنه
این بیماری بارها و بارها تقریباً منو کشته یا زندگیمو برای همیشه خراب کرده بسه انقد منو شکار فرض نکنین !