بابا داشتن

همین چندساعت پیش کلاس انلاین فلسفه و منطق داشتیم
معلممون همسن خواهرمه که فوت کرده ، ۳۳ سالشه و هروقت که میبینمش احساس میکنم داداشمه
۳ ۴ ماهه که بچه دار شده و تو وبکم که داشت حرف میزد ما اصرار کردیم بچشو نشونمون بده ... خانومش بچشو گذاشت تو دستاش
بچشو بو کرد بوس کرد قربون صدقش رفت
ولی من مات و مبهوت اون مهر پدریش شدم ... اصلا باور نمیکردم همچین انرژی ایم وجود داشته باشه چقد ذوق زده شدم
تا اینکه یادم اومد من هیچوقت بابا نداشتم که اون مهرو حس کنم ...
اون بود ولی مریضیش هیچوقت نزاشت کنارمون باشه ...
اینجا که بودی ...
نه خونه ای داشتی
نه ثانیه ای تو شهر خندیدی
زمین خیلی برات سرد بود ؟ ...
+ [ چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴ ] [ 11:17 ] [ ¿ ]
|