خواننده عزیزم
کاش پیشت بودم
میدونم الان ادامه دادن سخته ولی
هیچوقت همه چی خوب پیش نمیره حتی تو گریه کردنم صدق میکنه وقتایی که میخوای از ته دلت گریه کنی همونجاس که میبینی هیچ اشکی واست نمونده ... خودتو میزنی و از خودت خواهش میکنی که گریه کنی فقط گریه کنی و دوباره بلند شی ولی انگار نه حال بلند شدن داری نه حال گریه
یه حس معلق ...
پس مثل دیوونه ها فقط میپری بالا پایین و هر حرکت نامتعارفی میزنی که گریه کنی ... تو حالت بده .. ولی رفتارت اینطوری نیست
تو حالت بده ولی بازم میخندی و از صمیم قلب خوشحالی ولی حالا اشکات٬ با آسانسور خودشونو میرسونن به طبقه آخر یعنی چشمت بعد خودشونو میندازن پایین
بعضی روزا می شینم لب پنجره اتوبوسی که بعد مدرسه سوارش میشم ، جلوی چشام دنیا تو حرکته
یه وقتایی فکر می کنم ، چیزی نیست که به خاطرش زندگی کنم
بیشتر موقع هام درهم می شکنم و گریه می کنم
گاهی وقتا فکر می کنم دیوونم ، اره خیلی دیوونه من چرا اینجام ؟
دارم وقتمو تلف می کنم ولی من میخوام خوشحال باشم میخوام زندگی تو دستام باشه ولی انگار بیشتر میخوام خودمو از اینی که هستم خرد تر کنم و غمگین تر باشم
اینا احساسات منِ دوقطبیه ... بهش میگن حالت میکس ... بیشتر از این نمیتونستم بیانش کنم
ببخش منو که حرفای متنوعی نمیتونم درباره وضعیتم بهت بگم ولی میتونم بگم خییلی بهترم و تو درس خوندن دارم پیشرفت میکنم
ولی حرف زدن با تو خیلی جاها نجاتم داد :)